السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
123
تفسير الميزان ( فارسي )
به مادران مختلف و زوجات متعدد يعقوب منتهى مىشده ، مخصوصا با در نظر داشتن اينكه بعضى از مادران ايشان كنيز بودهاند « 1 » و همين معنا سبب شده كه در قضاوت خود گمراه شوند و نتوانند رفتار پدر را حمل بر غريزه والدين نسبت به فرزندان كوچكتر بكنند بلكه بگويند اين به خاطر علاقه بيشترى است كه پدر نسبت به مادر آن دو داشته . مفسر مذكور سپس گفته : از فوايد اين داستان اين است كه ما نيز عبرت گرفته در رفتار با اولاد و تربيت ايشان رعايت عدالت را بكنيم ، و با زيادى محبت نسبت به يكى ، حسادت ديگران را تحريك نكنيم ، و در نتيجه ميان فرزندانمان دشمنى به راه نيندازيم . و نيز در برابر همه يكى را بر ديگران برترى ندهيم ، بطورى كه به شخصيت ديگران اهانت شده پدر را محكوم كنند به اينكه از روى هوا و هوس آن ديگرى را بيشتر دوست مىدارد . رسول خدا ( ص ) هم از اين گونه رفتار به هر نحوى كه باشد نهى فرموده ، حتى اگر حكمت اقتضاى چنين برترى و تبعيضى را داشته باشد ، مثل اينكه يكى از آنان از نظر مواهب خدادادى مانند مكارم اخلاق و تقوا و علم و هوش و ذكاوت بر ديگران تفوق داشته باشد . يعقوب هم كسى نبود كه اين معانى و وظايف برايش پوشيده باشد ، بلكه دستورى كه به يوسف در باره پنهان داشتن رؤيايش داد خود شاهد بيدارى آن جناب نسبت به اين وظايف بوده ، و ليكن آدمى در برابر غرائز و قلب و روحش چه مىتواند بكند ؟ آيا مىتواند از سلطنتى كه دل و جان آدمى بر اعضاء و جوارحش دارد جلوگيرى نمايد ؟ ابدا . و ما در چند جاى كلام او نظر داريم : 1 - اينكه گفت « منشا و ريشه اين اختلاف خانوادگى داشتن زنان مختلف و مخصوصا كنيزان بوده » گو اينكه اين حرف در جاى خود قابل انكار نيست ، و حتى در مورد يعقوب ( ع ) هم احتمال مىرود ، و ليكن آنچه در قرآن سبب اين اختلاف معرفى شده غير از اين است . علاوه ، اگر سبب منحصر به فرد اين مساله زنان متعدد بود ، جا داشت كه برادران يوسف آن برادر ديگرش را هم به چاه مىانداختند ، و تنها به يوسف اكتفاء نمىكردند . 2 - اينكه گفت « همين معنا سبب شده كه در قضاوت خود گمراه شوند و نتوانند رفتار پدر را حمل بر غريزه والدين نسبت به فرزندان كوچكتر بكنند » . مفاد اين حرف اين است كه
--> ( 1 ) اشاره اى است به چيزى كه در تورات است به اينكه براى يعقوب دوازده فرزند پسر بوده كه اسماء آنان : راوبين ، شمعون ، لاوى ، يهودا ، يساكر و زبولون كه اينان مادرشان ، لينه دختر دايى يعقوب ، يوسف و بنيامين كه مادر اينها راحيل دختر دايى ديگرش ، ودان ، و نفتالى كه مادرشان بلهه كنيز راحيل ، و جاد ، و اشير كه مادرشان زلفه ، كنيز لئينه بود مىباشد .